حمزه نامه

حمله مغول و دوران تیموری:

حمزه‌نامه مجموعه داستان مصور فارسی است که موضوع آن دلاوری‌ها و قهرمانی‌های حمزه عموی محمد بن عبدالله (پیامبر اسلام) است. برای نگارش این اثر بیش از یکصد نقاش و صحاف و خطاط به دربار اکبرشاه رفتند که بیشتر ایرانی بودند. نگاره، نبردی موسوم به نبرد مازندران را به صورت نقاشی به تصویر کشیده‌است.

شعر فارسی در دوره مغول بر روی هم متمایل به سادگی و روانی بود و اگر چه بعضی شاعران به پیروی از قدما یا به سبب تمایل به آرایه‌های ادبی و تکلف‌های شاعرانه به شعر مصنوع روی آوردند؛ این امر عمومیت نداشت و حتی همان شاعران مقلّد و گاه متصنع، در مقابل اشعار دشواری که به منظور اظهار مهارت و استادی‌شان می‌سرودند، اشعار سادهٔ بسیار داشتند که قصّهٔ دل و ندای ذوقشان بود. بیشتر مثنوی‌ها و همهٔ غرل‌ها و غالب قصیده‌ها به زبان سادهٔ روان و گاه نزدیک به زبان محاوره ساخته می‌شد. یکی از سبب‌های سستی برخی از بیت‌ها و یا به کار بردن ترکیب‌های نازل در پاره‌ای از شعرهای این دوره، همین نزدیکی به زبان محاوره‌است. اما این که بیشتر شاعران، به خصوص غزل‌سرایان، در پایان این دوره به زبان سادهٔ تخاطب متمایل شده بودند؛ به این علّت بود که رابطهٔ گروهی از آنان با آثار استادان بزرگ پیشین نقصان یافته و نیز دسته‌ای از آن شاعران ترک‌زبانی بودند که فارسی را می‌آموختند و هنگام سخن‌گویی ناگزیر ساده‌گویی می‌کردند. همراه این سادگی، بیان یک خاصیت دیگر توجّه به نکته‌سنجی و نکته‌یابی و نکته‌گویی است؛ یعنی گنجانیدن نکته‌هایی باریک در شعرها همراه با خیال دقیق و نازک‌بینی تام که معمولاً از آن‌ها در شعر به مضمون تعبیر می‌شود. چنین نازک‌خیالی‌ها و نکته‌پردازی‌ها در شعر فارسی، به ویژه شعر غنایی ما از قدیم وجود داشت؛ امّا هر چه از قرن‌های پیشین به زمان‌های متأخّر نزدیک شویم، قوّت آن را محسوس‌تر و به همان نسبت سادگی الفاظ را برای سهولت بیان بیشتر می‌یابیم. در قرن‌های هفتم و هشتم، شاعرانی چون خواجو و سلمان و به خصوص حافظ توانسته‌اند، نکته‌های دقیق بسیار در الفاظ عالی منتخب بگنجانند و خواننده را گاه از قدرت شگفت‌انگیز خود به حیرت افکنند و همین توانایی ساحرانه‌است که باعث شد جانشینان آنان و به ویژه شیفتگان حافظ، دنبالهٔ کارش را در نکته‌آفرینی بگیرند؛ غافل از آن که «قبول خاطر و لطف سخن خدادادست». لازمهٔ پیروی از نکته‌آفرینی‌های حافظ احراز قدرت فکری و لفظی اوست؛ ولی شاعران عهد تیموری غافل از این اصل به گونه‌ای روزافزون به تکاپوی یافتن نکته‌های باریک افتادند و در گیرودار این تکاپو گاهی از رعایت جانب الفاظ باز ماندند و با این عمل مقدمات ایجاد سبکی را در ادبیات فارسی فراهم کردند که از آغاز قرن دهم، قوت آشکار یافت و در دورهٔ صفویان به تدریج کار را به جایی کشانید که یکی از سرآمدان شیوهٔ خیال‌پردازی میرزا جلال اسیر در اسارت مطلق مضامین افتاد و در شکنجه‌های این اسارت مطلق، گاه زبان مادری خود را در ترکیب الفاظ از یاد برد و از بیان عبارت‌های نامفهوم ابا نکرد. سخن در این است که هر چه از آغاز این عهد، به پایان آن نزدیک‌تر شویم، مبالغه در مضمون‌یابی و مضمون‌سازی را بیشتر و به همان نسبت دقت در الفاظ و یک‌دست نگاه داشتن آن و انتخاب را در آن کمتر می‌بینیم. بی‌شک گرد مضمون‌ها و نکته‌های تازهٔ بدیع در شعر، خاصه در غزل، گردیدن بسیار شایسته و در خور است؛ بدان شرط که اوّلاً در این راه مبالغه نکنند و ثانیاً به خاطر معنی لفظ را مهمل نگذارند ولی بیان از این نکته خالی از فایده نیست که سخن‌گویان این عهد نکته‌پردازی و مضمون‌یابی را از وظایف شاعر می‌پنداشتند و شعر سادهٔ بی‌نکته را ماندنی نمی‌دانستند.

در این دوره سعدی نویسندهٔ بوستان, گلستان و غزلیات، مولوی صاحب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، محمود شبستری صاحب مثنوی گلشن راز، کمال‌الدین اسماعیل، همام تبریزی، اوحدی مراغه‌ای گویندهٔ جام جم، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، سلمان ساوجی، و حافظ شیرازی، در شعر پدید آمدند.

دوره تیموریان دنباله دوره مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد. در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند، مانند عطا ملک جوینی مولف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مولف طبقات ناصری، ابوالشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسندهٔ تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسندهٔ تاریخ گزیده، حافظ ابرو مولف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسنده ظفر نامه، میر خواند مولف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسنده لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مولف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسنده اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 17:41  توسط کشوری 

سرگزی ها

طوایف سرگزی
در کتب مختلف در باب طوایف سرگزی کمتر صحبت شده است .چرا اکه ایشان را از تنه سرگزایی و سنجرانی میدانند لاکن مطالعه تاریخی این قوم نشان میدهد که تاریخ از انان به بزرگی یاد نموده است و یعقوب لیث صفاری ایشان را به شجاعت و چشمان فراخ ستوده است.
حاصل بررسی های ما نشان میدهد که اقوام سرگزی در منطقه جنگل گز و در زیر مجموعه های ابراهیم خان سنجرانی زیست می نمده اند و در واقع سرگزایی ها و یا سنجرانی هایی هستند که در منطقه جغرافیایی خاصی زندگی نموده و نام خود را از انجا اخذ نموده اند.(سنجرانی که گفتیم نه به اعتبار سنجر فرزند علی خان  بلکه به اعتبار نام سنجر خان زند جد اعلای سرگل و سنجر و زهروز از این تعبیر استفاده کردیم)
نزاع با برخی طوایف افغان از سویی وخیانت بزرگ کلد اسمیت در کشیدن مرز از میان محدوده زیستی این طوایف سرگزی ها را از جنگل گز به محدوده قدرت خان کیانی در جلال آباد می کشاند
شواهدی متعدد نشان میدهد که رابطه نزدیکی بین خان کیانی و سرگزی ها بوده است که بنظر حقیرریشه در وصلتی میان خان سنجرانی با کیانی ها بوده است.
به هر تقدیر این طایفه بعد از سرگل بیشتر با نام ملک سید محمد آقا شناخته میشود.وی ساکن جلالآباد بوده و بعدها به درخواست خان کیانی به کچیان می آید .ارگ کچیان نیز چون ارگ سکوهه دراری موقعیت خاصی بوده است.
دکتر ایرج افشار سیستانی که خود از سمت پدر از طایفه سرگزی است دو شخصیت مهم را در شجره خود و بیشتر سرگزی ها ذکر می کند یکی الله وردی خان است که پل اللهوردیخان در اصفهان (سی و سه پل)را ساخته و در نیروی دریایی در خلیج فارس رشادتها کرده است و نیز امام وردی که حماسه شجاعتش در خلیج فارس مشهور و تندیس او اکنون در قشم نهاده شده است.
وجود افرادی در این طایفه به شجاعت اللهوردیخان و امام وردی خان که باید ایشان را سرداران خلیج همیشه فارس نامید و نیز محقق تلاشگری چون دکتر ایرج افشار سیستانی و هزاران هنرمند پزشک روحانی محقق شاعر و نخبه در این طایفه نشان میدهد که اینان از نوادگان خلف حضرت حمزه سیدالشهداء و مهرنگار دختر هرمز فرزند انوشیروان ساسانی هستند و این شجره تحت نام طایفه سنجرانی در زاد سروان سیستان آمده است.
اولاد سنجر در کشورهای متعدد پراکنده هستند و سرداران سنجرانی در دالبندین پاکستان با اقتدار زندگی می نمایند.
این خلاصه از مطالعات شخصی اینجانب است که شاید در آینده منتشر شود.