مقاله ای در باب سرگلزایی ها

آینده » سال سیزدهم، شهریور و مهر 1366 - شماره 6 و 7
پایگاه مجلات تخصصی نور

ایرج افشار-سیستانی

سرگلزارئیهای سیستان

سرگلزایی یکی از طوایف ایرانی است که افرادش بصورت پراکنده در سیستان، بلوچستان،مازندران،خراسان،تهران و...با جمعیتی در حدود سه هزار خانواد زندگی‏ می‏کنند.

تیره‏های این طایفه در سیستان در روستاهای کوشهء علیا،کوشهء سفلی،گزموم، محمدآباد،چهار خمی،سکوهه،جزینک،قاسم‏آباد(جنوب شهر زابل)،تاغذی،تمبکا (دانش)،سدکی،ده کیخا،چنگ مرغان،نیگرد،ده ملک‏پور(مجاور پل اسبی سابق)، ده جما،ادیمی(محمدآباد،شیرعلی سرگزی،جلال‏آباد،بالاخانه،ده آقایی،بهرام‏آباد، ده غلامعلی سرگزی،ده کدخدا امیر سرگزی،ده کول(ارباب)،حسامیه،ریگاب، گلخانی،ملا حسین سرگزی،سرسنگ و غیره بسر می‏برند.ضمنا سرتاسر نوار مرزی‏ ایران و افغانستان(در داخل افغانستان)از مرز تایباد تا مرز رباط در سیستان و بلوچستان و همچنین ایالت کویته پاکستان،بخشی از این طایفه زندگی ایلاتی را می‏گذرانند.

وجه تسمیه

از آنجایی که چهارمین جد مردم این طایفه،سرگل نام داشته و او پسر علی‏ خان سردار سیستان در عهد صفویه بود و در هنگام حیات خویش(1541-1619 میلادی برابر با 920-998 شمسی)سرپرستی یک ایل از چهار ایلی را که پدرش‏ بنیان گذار آنها بود و به عهده داشت،از این جهت نام این طایفه مأخوذ است از اسم‏ جدشان«سر گل».چون سازمان طوایف سیستان همانند سایر ایلات ایران از نوع‏ گروه‏بندی نسبی است و در بافت طایفه‏ای،نسب در حکم تاروپور است که یکپارچگی‏ و یگانگی طایفه را نیز تضمین می‏مند و از آنجا که اساس نسبی سازمان طوایف،در مان سیستانیان و بلوچان اصطلاح«زهی یازایی»می‏باشد،ازاین‏رومنسوب به‏ «سرگل»را سرگلزایی می‏نامیدند.

سابقهء تاریخی

همهء مردم طایفه سرگلزائی خود را دارای یک نیای مشترک(از یک پدر و مادر) (*)نویسنده گرامی این مقاله همنام است با مدیر این مجله،از ایشان دو کتاب دربارهء سیستان‏ منتشر شده است و در بعضی نشریات هم مقاله به چاپ رسانیده‏اند.چون همنامی موجب تصورات و اشتباهاتی می‏شود ایشان بحق نسبت«سیستانی»را دنبال نام خویش می‏آوردند.پس موجب امتنان است.

در همین ایام،آقای دکتر احمد مهراد(آلمان)و آقای دکتر فریدون اسدزاده مقاله‏ای را که‏ آقای ایرج افشار سیستانی در کیهان فرهنگی نوشته‏اند به اینجانب نسبت داده بودند.افشارها در اغلب‏ شهرهای ایران هستند و نام«ایرج»هم از نامهایی است که در سی چهل سال اخیر رواج بیشتری یافته. تاکنون پنج یا شش ایرج افشاردر طول بیست و چندسال شناخته‏ام.چون گاهی هم اسمی ایجاد اشکال‏ عمده کرده است این چند کلمه برای رفع اشتباه دوستان نوشته شد.(1.1)

شهیده عذرا سرگزی

معلم سیستانی بر اثر برخورد با خودوری اشرار شرق فوت کرد
آمار معلمان جان‌باخته در 2 هفته اخیر به 10 تن رسید/درگذشت معلم سیستانی

خبرگزاری فارس: یک معلم مقطع راهنمایی شهرستان راسک، بر اثر برخورد با خودروی اشرار شرق کشور فوت کرد.

خبرگزاری فارس: آمار معلمان جان‌باخته در 2 هفته اخیر به 10 تن رسید/درگذشت معلم سیستانی

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، پس از درگذشت 9 معلم در سه نقطه از کشور در دو هفته پیش که در جریان سوانح رانندگی برون شهری رخ داد، روز گذشته نیز خبر درگذشت یکی از فرهنگیان شهرستان راسک از توابع سیستان و بلوچستان بر روی خروجی روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت.
 
اما این بار، حادثه در منطقه‌ای محروم و بر اساس اظهارات مسئولان بر اثر برخورد با خودروی اشرار شرق کشور به وقوع پیوسته است؛ حادثه‌ای که در جریان آن، «عذرا سرگزی» معلم دینی و عربی مقطع راهنمایی جان خود را از دست داد.
 
محمد قاسمی، مدیرکل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان در گفت‌وگو با فارس در رابطه با جزئیات حادثه درگذشت این معلم سیستانی اظهار داشت: این حادثه در روز چهارشنبه هفته گذشته و در حالی که این معلم مقطع راهنمایی در حال عزیمت به محل کار خود بوده، رخ داده است.

وی افزود: علت اولیه حادثه برخورد وی با خودروی اشرار بوده، اما علت دقیق‌تر در حال بررسی است؛ چرا که پس از وقوع حادثه در روز چهارشنبه تا روز پس از آن خبری از وی نبوده است و پس از اعلام غیبت و شروع تحقیقات، پیکر وی در یک چاله کشف شده است.
 
قاسمی از دستگیری دو نفر در ارتباط با این حادثه خبر داد و افزود: تیم‌هایی از سوی دادستانی شهرستان راسک، استانداری، شورای تأمین استان و آموزش و پرورش در حال بررسی علت دقیق حادثه هستند.

مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان خاطرنشان کرد: مراسم تشیع پیکر این فرهنگی فقید، روز گذشته با حضور پرشور فرهنگیان استان و مسئولان برگزار شد.
 
*پیام تسلیت وزیر آموزش و پرورش
 
به گزارش توانا، در پی این حادثه، وزیر آموزش و پرورش در پیامی درگذشت این فرهنگی سیستانی را تسلیت گفت.
 
در پیام حاجی‌بابایی آمده است: «بار دیگر دست اجل از آستین اشرار و نوکران سرسپرده استکبار جهانی بیرون آمد و گلی از بوستان تعلیم و تربیت را پرپر نمود.

با کمال تاسف و تاثر اطلاع یافتم معلم گرانقدر سرکار خانم عذرا سرگزی معلم دلسوخته دینی و عربی دوره راهنمایی شهرستان راسک استان سیستان و بلوچستان در اثر حمله اشرار و سانحه برخورد با خودرو  شهادت گونه به دیار باقی شتافته‌اند.

اینجانب رجاء واثق دارم آن عزیز سفر کرده که عمر خود را در راه تعلیم و تعلم و در سنگرمبارزه با دیو جهل  سپری ساخته است در جوار رحمت حق آرمیده واز نعمات واسعه پروردگار متنعم و برخورداراست. 

اینجانب وظیفه خود می دانم با دلی آکنده از اندوه،مصیبت وارده را به عموم فرهنگیان و بازماندگان بویژه خانواده آن عزیز سفر کرده تسلیت عرض نموده، غفران الهی برای آن مرحومه مغفوره و صبری جمیل برای بازماندگان از درگاه ایزد منان مسالت نمایم.

درپایان از نهادهای قانونی و حقوقی مربوطه انتظار می‌رود نسبت به تامین امنیت خاطر معلمان به عنوان پرچم‌داران و سفیران فرهنگ، ادب، هنر، علم و دین مجدانه اقدام نموده و در احقاق حق این همکار فقید با تمام توان پی‌گیری نمایند».

آیا امامقلی جد طوایف سرگزی است؟

شباهت سرنوشت سورنا و امامقلی خان




سورنا (سورن پهلو)
یكی از سرداران بزرگ و نام‌دار تاریخ در زمان اشکانیان است كه سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان در بهار ۲۰۶۰ سال پیش فرماندهی كرد و رومیها را كه تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شكستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکو‌چهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانی‌بندی به سبک ایرانیان باستان بر سر می‌بست. ۱
وی فرزند آرش از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به‌معنی نیرومند می‌باشد. (نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردی‌سور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.) ۲سورنا
 از دیگر نام‌آوران این خاندان وینده‌فرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی می‌دانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان می‌دهد. ۳

ژول سزار (Julius)، پومیه  (Pompee) و كراسوس (crassus) سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند كه سرزمین‌های پهناوری را كه به تصرف دولت روم در آمده بود، به‌طور مشترک اداره می كردند. آنها در سوم اكتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوكا (Luca) تصمیم حمله به ایران را گرفتند. ۴


كراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی شام(سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی برایران، دستیابی به گنجینه‌های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهم‌کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود. ۵

كراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مركب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم كه خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشك13) پادشاه اشكانی ،سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با كراسوس و دفع یورش رومیها كرد.
نبرد میان دو كشور در اردی‌بهشت سال 53 پیش از میلاد در جلگه های میان‌رودان (بین‌النهرین) و در نزدیكی شهر حران یا كاره  carrhae  روی‌ داد.

در جنگ حران، سورنا با یك نقشه نظامی ماهرانه و به‌یاری سواران پارتی كه تیراندازان چیره‌دستی بودند، توانست یك سوم سپاه روم را نابود و اسیر كند. كراسوس و پسرش فابیوس Fabius (پوبلیوس) دراین جنگ كشته شدند و تنها شمار اندكی از رومیها موفق به فرار گردیدند.

روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ‌وگریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان  می‌دانند. ارتش او دربرگیرنده زره‌پوشان اسب‌سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه‌داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده‌نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود. پارتیان آریایی را نخستین سازندگان تیربار جنگی در گیتی می دانند. ۶

افسران رومی درباره شكستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند:
سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی از آب حمل می‌كرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشكهایی كه بر شترها بار بود آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژه‌ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان كمانهایی تازه اختراع كرده‌اند كه با آنها توانستند پای پیادگان ما را كه با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست كرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین‌های دوكی شكل بودند كه با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی‌درپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خود را سنگین نمی كرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود كه ما شكست خورده، هفت لژیون را به طور كامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد. ۷

جنگ حران كه نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزی‌های پی‌درپی برای اولین بار در جنگ شكست بزرگی خوردند و این شكست به قدرت آنان در دنیای آن‌روز سایه افكند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه كرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.

همانگونه كه دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را درشرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود درخاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت.
پس از پیروزی سورنا بر كراسوس و شكست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیك به یك قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو كشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استان‌هایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شكستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام درسپاه خود توجه بیشتری بنمایند.  ۸

بد نیست یادآوری شود که سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. سورنا در این هنگام بیش از 30 سال نداشت. ۹

اما شوربختانه سورنا هیچ بهره‌ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت. ۱۰


 البته تاریخ یک‌بار دیگر در زمان پادشاهی شاه‌صفی صفوی تکرار شد و امام‌قلی‌خان ارتشبد ایران در زمان شاه عباس کبیر، دریاسالار آبهای نیلگون خلیج فارس، فاتح جنگ‌های ایران و پرتغال، آزادکننده  بحرین و قشم  ناجوانمردانه همراه با فرزندانش به‌دست پادشاه  خونریز شهید شد. ۱۱
شاه‌صفی (52 – 1038 خورشیدی) پادشاهی متعصب و ستمگر بود. وی دست به کشتار 12000 تن در قزوین زد؛ شاهزادگان و خاندان سلطنتی را کشت یا کور نمود؛ دستور قتل فرماندهان ارتش را صادر کرد؛ بخش‌های گسترده‌ای از ایران از دست داد و تنها شاهی بود که سخن‌‌گفتن به زبان فارسی را با خشونت در دربار ایران ممنوع ساخت و ترکی را جایگزین آن ساخت. سرانجام او نیز مرگ در اثر زیاده‌روی در مصرف تریاک بود.