نور بر قبر جناب حمزه













هاهي معجزه من معجزات الله تتجلى في المدينه المنوره..
وذلك كل ليله تحديدا في مقبرة شهداء أحد..
ويقال انها تبداء الساعه الثانيه منتصف الليل..
مصداقآ لما اخبر به الرسول صلى الله عليه وسلم..
بأن المؤمن والشهيد ينور لهم في قبورهم..
فما بالكم بقبور الصحابه رضي الله عنهم اجمعين..
فقد خرج النور من القبر الى الخارج من قوة ذلك النور..
ولاعجب في ذلك فهناك قبر سيد شهداء الجنه...
اسد الله حمزه عم رسول الله وقبر جعفر الطيار وباقي الصحابه شهداء غزوة احد رضي الله عنهم..
شاهدوا كيف يخرج من القبور النور
[فقط الأعضاء المسجلين والمفعلين يمكنهم رؤية الوصلات . إضغط هنا للتسجيل]
الصوره هي عباره عن قبر أسد الله (حمزه بن عبدالمطلب)
رضي الله عنه عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وهو يتوهج نورآ
[فقط الأعضاء المسجلين والمفعلين يمكنهم رؤية الوصلات . إضغط هنا للتسجيل]
طبعآ مقبرة شهداء بجانب جبل احد الموجود في المدينه المنوره حيث ارض المعركه..
سبحان الله العظيم ..
ملاحظه..من قام بتصوير القبور يقسم بالله انه شاهد النور يخرج بهذه الطريقه

مزار جناب حمزه بعد از تخریب

زندگینامه

 

حمزه بن عبدالمطلب، عموى پيامبر گرامى اسلام بود، دو سال پيش از ولادت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ديده ‏به جهان گشود.
در ميان جوانان قريش در دلاورى و بزرگوارى برجسته و در آزادانديشى، آزادمنشى وستم‏ستيزى سرآمد بود.
سلحشورى و توان رزمى وى همزمان با آغاز دوره جوانى نمودار شد.
آن آزادمرد، حتى پيش از پذيرش اسلام، از رسول خدا در برابر آزارهاى مشركان‏حمايت مى‏كرد، گرويدن وى به اسلام موجب سربلندى دين خدا شد; زيرا پس از آن‏مسلمانان از انزوا بيرون آمدند و قريش با درك پشتيبانى توانا و استوار حمزه ازپيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از آزارهاى خود كاستند و رفتارشان با رسول خدا و مسلمانان‏ ملايم‌تر شد.
حمزه(عليه السلام) همراه ديگر مسلمانان به مدينه هجرت كرد و خدمات ارزنده‏اى بويژه درامور نظامى ارائه داد.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) به مسائل دفاعى حكومت نوبنياد خود اهتمام خاصى داشتند. ايشان‏ با تشكيل گروه‌هاى رزمى درصدد برآمدند امنيت مدينه را تامين كرده، مسلمانان رابراى رويارويى با دشمنان آماده سازند. بر اين اساس هفت ماه پس از هجرت، نخستين‏ گروه گشتى رزمى را به فرماندهى حضرت حمزه (عليه السلام) ، اعزام نمودند. گرچه اين‏رويارويى بدون درگيرى پايان يافت ولى نشانه‏اى از اقتدار سپاه اندك اسلام دربرابر كاروان بزرگ مشركان بود.
رسول گرامى اسلام در ربيع‏الاول سال دوم هجرت غزوه "ابواء" را تدارك ديد و درجمادى‏الاولى غزوه "ذات العشيره‏" را به قصد تعقيب كاروان قريش سازماندهى كرد.
در اين دو غزوه نيز پرچمدار سپاه اسلام، حضرت حمزه بود.
آن رزمنده نستوه در جنگ بدر حضورى درخشنده داشت. اين نبرد با امدادهاى الهى ودلاورى‏هاى بى‏مانند اميرمومنان على (عليه السلام) و سلحشورى حمزه، با پيروزى قاطع سپاه اسلام‏ به پايان رسيد. در اين پيكار تنى چند از سران كفر به دست تواناى حمزه به هلاكت ‏رسيده يا به اسارت درآمدند. طعيمه بن‏عدى و ابوقيس بن‏ فاكه از جمله اين كشته ‏شدگان‏ بودند; و "اسود بن‏عامر" به دست‏ حمزه به اسارت درآمد ، سيدالشهدا حمزه ‏بن ‏عبدالمطلب در غزوه "بنى قينقاع‏" پرچمدار سپاه اسلام بود. يهوديان بنى‏ قينقاع ‏نخستين گروه يهود بودند كه با اسلام اعلام جنگ نمودند ، سپاه اسلام قلعه آنها رامحاصره كرد. آنگاه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آنان را از مدينه تبعيد نمود و اموالشان رامصادره كرد.
يك سال پس از جنگ بدر، غزوه احد با هدف مقابله با مشركانى كه براى انتقام‏گيرى‏ از مسلمانان و جبران شكست‏ بدر به سمت مدينه آمده بودند آغاز گرديد.
حمزه و برخى ديگر از مسلمانان سلحشور، معتقد به جنگ برون‏ شهرى بودند، حمزه به‏رسول خدا عرض كرد:
"سوگند به آن كه قرآن را بر تو فرستاد امروز دست‏ به غذا نخواهم برد، مگرآنكه بيرون مدينه با شمشير خود بر دشمن بتازم!"
حضرت حمزه (عليه السلام) از معدود قهرمانانى‏ بود كه در جنگ ، نشان بر خود مى‏نهاد و بدين وسيله خود را به دوست و دشمن معرفى‏ مى‏كرد. او نمونه‏اى از شجاعت و دليرى در ميدان نبرد بود، خود را به اعماق صفوف‏ دشمن مى‏رساند و با دشمن درگير مى‏شد، از قدرت بازوى برجسته‏اى بهره‌مند بود. دراحد با دو شمشير پيش رسول خدا مى‏جنگيد و مى‏گفت: "من شير خدا هستم!"

شهادت
دراحد، به هنگام تهاجم دشمن، وفادار و ثابت‏ قدم از رسول خدا دفاع مى‏كرد و توانست‏ سى مشرك جنگجو را به هلاكت‏ برساند. يكى از مشركان به نام "وحشى‏"، زير درختى دركمين آن سردار دلاور نشسته بود حمزه او را ديد و آهنگ او كرد. يكى از دشمنان راه‏ را بر او بست ، حمزه به او حمله كرد و وى را به قتل رساند. سپس با شتاب به سوى ‏وحشى خيز برداشت ولى پايش در گل سر خورد و به زمين افتاد. در اين هنگام وحشى ‏زوبين به سويش پرت كرد ... و بدين ترتيب آن بزرگوار پس از عمرى جهاد در راه خداو يارى پيامبر گرامى به ملكوت اعلى پيوست و آن سردار رشيد، شهيد شاهد بارگاه ‏الهى شد. رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در منزلت او فرمود:
" سالار شهيدان در روز قيامت نزد خداوند حمزه است‏ " .
مزار آن سردار شهيد و ديگرشهيدان احد همواره زيارتگاه عاشقان و عارفان الهى و الهام‏بخش جهاد و شهادت به‏مبارزان بوده است.
"السلام عليك يا عم رسول الله السلام عليك يا خير الشهداء السلام عليك يااسد الله و رسوله‏" .

 

حضرت فاطمه و بزرگداشت حمزه

رسول جعفریان

 

تحليلي که در آن خطبه از نزاع داخلي قريش، مجادله آنان بر سر قدرت و از ميان بردن حق امام علي(ع) ارايه شد همان ديدگاه‌هاي تاريخي شيعه است. چنين تحليلي را بعدها بارها و بارها در خطبه‌هاي امام علي(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) مي‌بينيم. تحليلي اينچنين که قريش حق ما را ندادند، ما احق مردم به خلافت بوديم و انگيزه آنان در اين حق‌کشي، چيزي جز ضربه‌هايي نبود که قريش در بدر و احد از شمشير حمزه و علي تحمل کرده بودند و در اصل آنها با اين کار انتقام خود را از علي گرفتند.

بنابراين براي بنيانگذاري تشيع توسط فاطمه زهرا(س) سند مهم ديگر، همين خطبه است که بنيادهاي اصلي و اساسي تشيع را در زمينه ديدگاه تاريخي شيعه نسبت به وقايع صدر اسلام، به تصوير مي‌کشد. فاطمه زهرا(س) از همان زمان پيامبر(ص) دريافته بود که قريش، حتي کساني از آنها که مسلمان شده‌اند و گويي در بدر و احد هم شرکت کرده‌اند، از حمزه که شهيد شده نگران هستند. او مي‌دانست که آنان قصد دارند تا شخصيت حمزه را به فراموشي بسپارند.

وقتي حمزه شهيد شد آنان خشنود شدند. با شهادت جعفر بن ابي طالب آنان باز هم خشنودتر شدند و فاطمه(س) براي اينکه ياد حمزه را نگاه دارد بنا به روايت امام صادق(ع) هر هفته، روزهاي جمعه به زيارت قبر حمزه مي‌رفت(المصنف، ج 3 ، ص 572) و بنا به نقلي که در صفحه 574 همان کتاب آمده، آن حضرت روي قبر حمزه، علمي نصب کرده بود تا محل قبر او را بشناسد و بيابد تا ياد حمزه بماند و قريش نتوانند اثر آن را محو کنند که البته هم نتوانستند.

بنابراين فاطمه(س) قبر حمزه را با علامت مشخص مي‌کند تا بتواند ستوني براي تشيع بنا کند. همان طور که قبر خود را محو مي‌کند تا باز هم کينه‌اي در قلب شيعه نسبت به قريش و رفتار زشت آنان با دختر پيامبر و در واقع با علي(ع) و امامت او نگاه دارد.

شناخت

 

•«حمزه نامه» و كمال الدين بهزاد

 

 


سايت اينترنتي BBC فارسي، از برگزاري نمايشگاهي ديدني با عنوان «ماجراهاي حمزه» از روز ۶ مارس در موزه «ويكتوريا و آلبرت» در لندن خبر داده است. در اين نمايشگاه كه تا هشتم ژوئن ادامه خواهد داشت تعدادي از نقاشي هاي كم نظيركتاب «حمزه نامه» كه در سده هاي ۱۵ و ۱۶ ميلادي تهيه شده است به نمايش گذاشته شده اند. براساس اين گزارش، كتاب حمزه نامه در دو نسخه متفاوت تنظيم شده است كه نسخه اصلي آن ۱۸۶ نقاشي دارد. حمزه نامه ۳۶۰ داستان دارد و بسياري از اشعار نسخه اصلي را ميرعلاءالدين قزويني و ميرسيدعلي كه نظارت بر تهيه اين نسخه را به عهده داشته اند سروده اند. مسئوليت تهيه نسخه دوم حمزه نامه به عهده محمد عارف قندهاري نويسنده كتاب تاريخ اكبري و گردآورنده آيين اكبري واگذار شد. «قاسم علي» و «آقاميرك» از شاگردان كمال الدين بهزاد استاد مسلم مينياتور ايراني از جمله هنرمندان ايراني خالق اين اثر بودند و به همين دليل در بسياري از نقاشي هاي حمزه نامه تأثير آثار بهزاد كاملاً مشهود است حتي تعداد اندكي از نقاشي هاي حمزه نامه منسوب به كمال الدين بهزاد هستند.

جنايات وهابيان در مدينه
در سال 1220 سعود حاكم وهابي‌ها پس از تصرف مكه دو گردان وهابي به قصود مدينه به سوي دار الهجره رسول اكرم گسيل داشت و نامه اي براي اهالي مدينه فرستاد كه آنان را به اطاعت از خود ترغيب نمايد ولي اهالي مدينه بر اثر جنايات وهابيان در طائف دچار وخشت شدند و به نامه سعود بن عبد العزيز جواب ندادند و در نتيجه سپاهيان وهابي مدينه را محاصره نمودند و راههاي ورودي مواد غذايي و بشر چشمه«زرقا»را و يران نمودند و بدين ترتيب اهالي مدينه را دچار قحطي، گراني و بي آبي نمودند و پس از ماهها اهالي مدينه مجبور به تسليم و قبول شرايط وهابيان شدند ولي هرگز از ظلم و تعدي وهابيان رهايي نيافتند.

در سال 1221 وهابيان كليه جواهرات و اشياي گرانبهاي حرم مطهر پيامبر و حرم مطهر ائمه بقيع عليهم السلام را به غارت بردند آنان سه عدد قرآن نفيس چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها به غارت بردند و از جمله اشياي غارت شده عبارت بود از چهار عدد شمعدان زمردين،كه به جاي شمع در آنها يك قطعه الماس شب‌ها و درخشنده بود سيصد دانه مرواريد بزرگ،يك پارچه سنگ زمرد بزرگ،يك ظرف طلا و حدود صد قبضه شمشير با غلاف‌هاي مطلا به طلاي خالص و مرصع به الماس و ياقوت با دسته‌هايي از زمرد و پشم و با آهني از «موصوف»كه نام خلفا و شاهان گذشته روي آنها كنده كاري شده بود كه ابدا نمي‌شد آنها را قيمت گذاري كرد.

وهابيان پس از اين عمل قبيح مردم را از زيارت قبر پيامبر منع و جلوگيري نمودند و بسياري از گنبد و بارگاههايي را كه در شهر مدينه و بقيع بود ويران كردند و در سال 1221 زوار شامي و در سال 1222 زوار مصري از زيارت مدينه منوره و حرم پيامبر اكرم ممنوع شدند.
سرانجام وهابيان پس از چهار سال قتل و غارت جور و ستم بر اهالي مدينه با حمله عثمانيها از بين رفتند.

ولي متأسفانه مجددا در سال 1343 هجري قمري وهابيها با حمايتهاي بي دريغ و سخاوتمندانه انگليسي‌ها به مدينه منوره وارد شدند و با گرفتن فتواي زور از علماي مدينه بر جواز ويران كردن قبور و زيارتگاه‌ها در هشتم شوال 1343 هجري قمري تمامي گنبدها و بارگاه‌ها و ضريح‌هايي كه در مدينه و اطراف آن بود ويران كردند از جمله ويراني‌ها وهابي‌ها در مدينه عبارتند از خراب كردن گنبد و بارگاه حضرت عبدالله پدر رسول الله و حضرت آمنه مادر رسول الله و مزار همسران پيامبر و مزار اسماعيل بن جعفر الصادق و ديگر بزرگان و حتي گنبد مرقد مطهر نبوي را هم به توپ بستند و از همه اين موارد دردناكتر تخريب گنبد و بارگاه مضاجع مطهره ائمه بقيع عليهم السلام و اهل بيت رسول الله بود وهابيان حتي ديوارها و صندوق و ضريحي را كه روي قبرهاي شريف قرار داشت و براي آن هزار ريال مجيدي صرف شده بود.
كاملا از بين بردند و از اين زيارتگاه جز تلي از سنگ و خاك باقي نگذاشتند. و 8 شوال 1343 هجري قمري به خاطره اي تلخ و دردناك براي جهان تشيع تبديل گشت.

تخريب آثار تاريخي و باستاني اسلام
اينك جهت رعايت اختصار توجه خوانندگان ارجمند را به فهرست برخي از آثار و اماكن تاريخي اسلام كه بيانگر فرهنگ و تمدن اسلامي بود و به واسطه تحجر و كوته فكري فرقه ضاله وهابيت ويران شده جلب مي‌كنيم:
• بارگاه آمنه بنت وهب مادر پيامبر گرامي اسلام
• بارگاه ام المؤمنين حضرت خديجه كبري بنت خوليد عليها السلام.
بارگاه و مسجد حضرت حمزه سيدالشهداء در احد
• بارگاه حضرت ابوطالب پدر گرامي اميرالمؤمنين
• بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پيامبر گرامي اسلام و اميرالمؤمنين
• بارگاه حضرت حوا در جده
• بارگاه حضرت عبد الله پدر پيامبر در مدينه
• بيت الاحزان،خانه اي كه حضرت زهرا عليها السلام در آنجا در سوگ پدرش مي‌گريست.
• مسجد سلمان در مدينه منوره
• خانه حضرت زهرا عليها السلام در كوچه حجر در مكه مكرمه
• جايگاه نفس الزكيه در مدينه منوره
• خانه رسول الله در مدينه،خانه اي كه حضرت هنگام هجرت به مدينه در آنجا مستقر شد.
• خندقي كه مسلمانان در جنگ خندق حفر نمودند
• بارگاه پيامبر خدا،يسع عليه السلام،در روستاي اوجام در قطيف
• مسجد جوانان در احساء،دومين مسجدي كه پس از مسجد رسول الله در آن نماز جمعه برگزار شد.
• مسجد عباس بن علي در روستاي مطيرفي در احساء
• زادگاه پيامبر اسلام،خانه اي كه در آن پيامبر گرامي اسلام در شعب هواشم در مكه مكرمه متولد شد
• خانه ام المؤمنين حضرت خديجه بنت خويلد در مكه مكرمه
• مسجد الشمس در مدينه منوره محل يكي از معجزات بزرگ رسول خدا
• خانه حمزه بن عبد المطلب عموي گرامي پيامبر
• خانه ارقم، كه پيامبر و يارانش در آغاز بعثت در آن گرد مي‌آمدند
• بارگاه شهداي بدر و جايگاهي كه براي پيامبر در غروه بدر نصب نمودند
• خانه حضرت علي عليه السلام كه امام حسن و امام حسين عليهم السلام در آن متولد شدند
• ديوار اطراف شهر مدينه منوره
• خانه حضرت امام جعفر صادق در مدينه منوره
• محله بني هاشم در مدينه منوره
• مسجد تنبه الوداع
• مسجد البغله و بسياري ديگر از بقاع متبركه و اماكن مقدسه
• قبرستان المعلي در مكه مكرمه كه بارگاه و مقبره برخي از اهل بيت علهيم السلام و ياران پيامبر در آن قرار دارد.
• نشانه ورود و خروج فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤمنين پس از تولد آن حضرت از كعبه
• بارگاه‌هاي متعدد در قبرستان بقيع
• بارگاه ملكوتي ائمه بقيع عليهم السلام

نكته قابل توجه اينكه اين ويرانگري‌هاي آثار تاريخي اسلام در حالي صورت مي‌گيرد كه رژيم سعودي و وهابيان از آثار يهوديان در مدينه منوره حافظت و نگهداري مي‌كنند؛ و با نصب تابلوهاي هشدار دهنده مردم را از نزديك شدن به آنها باز مي‌دارند.
اميد است ضمن آشنايي با افكار وعقايد وجنايتهاي اين گروه منحرف وملحد شما نيز به معرفي ان بپردازيد تا ضمن معرفي چهره آن بتوانيم گمراهان را نيز نجات دهيم ما امروز وظيفه سنگيني داريم دفاع از اسلام ناب محمدي (ص) كه متاسفانه اينها مي‌خواهند چيز ديگري را از اسلام به جهان نشان دهند خشونت و... در حالي كه دين اسلام دين رحمت و رئوفت است

نام دختر جناب حمزه در راویان غدیر

 

صاحب طرائف اسامي كساني كه حديث غدير را نقل كردند بشرح ذيل نام مي برد :

1- علي ابن ابيطالب (ع)

2- حسن بن علي (ع)

3- حسين بن علي (ع)

4- ابوذر غفاري

5- سلمان فارسي

6- عمار ياسر

7- مقداد بن عمرو كندي

8- عبدالله بن مسعود

9- ابوبكر بن ابي قحافه

10- عمر بن خطاب

11- طلحه بن عبيدالله

12- زيبر بن العوام

13- عبدالرحمان بن  عوف

14- سعيد بن مالك

15- عباس بن عبدالمطلب

16- عبدالله بن عباس

17- عبدالله بن عبدالمطلب

18- اسعد بن زراره انصاري

19- خزيمه بن ثابت انصاري

20- ابو ايوب انصاري

21- سهل بن حنيف انصاري

22- حديفه بن يمان

23- عبدالله بن عمر بن خطاب

24- براء بن عمر عازب انصاري

25- رفاعه بن رافع

26- سمره بن جندب

27- سلمه بن اكوع اسلمي

28- زيد بن ثابت انصاري

29- ابوليلي انصاري

30- ابو قدامه انصاري

31- سهل بن سعد انصاري

32- عدي بن حاتم طائي

33- ثابت بن زيد بن وديعه

34- كعب بن عجره الانصاري

35- ابو هيثم بن تيهان انصاري

36- هاشم بن عنبه بن ابي وقاص زهري

37- عمر بن ابي سلمه

38- عبدالله بن عثمان

39- عبدالله بن ابي عبدالاسد فخروحي

40- عمران بن حصين خزاعي

41- يزيد بن خطيب اسلمي

42- ابوهريره دوسي

43- جبله بن عمرو انصاري

44- ابوبرزه نضله بن عتبه اسلمي

45- ابوسعيد خدري

46- جابر بن عبدالله انصاري

47- حريز بن عبدالله

48- زيد بن عبدالله

49- زيد بن ارقم انصاري

50- ابورافع غلام رسول الله (ص)

51- ابو عمره بن عمرو بن محصن انصاري

52- انس بن مالك انصاري

53- ناجيه بن عمرو خزاعي

54- ابو زينب بن عوف انصاري

55- يعلي  بن مره ثقفي

56- سعيد بن سعد بن عباده انصاري

57- خذيفه بن اسيد

58- ابو شريحه غفاري

59- عمرو بن حمق خزاعي

60- زيد بن حارثه انصاري

61- ثابت بن و ديعه انصاري

62- مالك بن حويرث ابوسليمان

63- جابر سمره سوداني

64- عبدالله بن ثابت انصاري

65- جيش بن جناده سلولي

66- صميره اسدي

67- عبدالله بن عازب  انصاري

68- عبدالله بن ابي اوفي الاسلمي

69- يزيد بن شراهيل انصاري

70- عبدالله بن بشير مازني

71- نعمان بن عجلان انصاري

72- عبدالرحمان بن يعمر ديلمي

73- ابو حمزه خادم رسول (ص)

74- ابو فضاله انصاري

75- عطيه بن بشير مازني

76- عامر بن ليلي غفاري

77- ابوالطفيل عاصر بن واثله كناني

78- عبدالرحمان بن عبدرب انصاري

79- حسان بن ثابت انصاري

80- سعد بن جناره عوفي

81- عامر بن عمير نميري

82- عبدالله بن ياميل

83- حجه بن جوين عرفي

84- عقيه بن عامر جهني

85- ابو ذويب شاعر

86- ابو شريح خزاعي

87- ابو جحيفه وهب بن عبدالله النسوي

88- ابوامامه صدي بن عجلان باهلي

89- عامر بن ليلي بن جندب سفيان غفلي بجلي

90- اسامه بن زيد بن حارثه

91- وحشي بن حرب

92- قيس بن ثابت بن شماس انصاري

93- عبدالرحمن بن مديح

94- حبيب بن بدليل بن ورقاء خزاعي

95- فاطمه بنت رسول الله (ص)

96- ام سلمه ام المومنين

97- ام هاني ابي طالب

98- فاطمه بنت حمزه بن عبدالمطلب

99- اسما بنت عميس

100- عايشه دختر ابوبكر

ملاحظه فرموديد كه حديث غدير چقدر مورد اهتمام جدي اصحاب و ياران پيامبر (ص) بوده است تا جائي كه تعدادي از زنان نيز اين حديث را نقل كردند .

 

حمزه

ابن عبدالمطلب بن هاشم

 

. عم النبي (ص ). قال ابوعبيد: و له عقب . (صبح الاعشي ج 1 ص 359). حمزه يکي از صحابه کرام و عموي بزرگوار حضرت رسول خدا ميباشد. کنيه اش ابوعماره و ابويعلي و نام مادرش هاله بنت وهيب بن عبدمناف که عموزاده آمنه مادر حضرت رسول اللّه است و با صفيه بنت عبدالمطلب نيز خويشاوندي داشته . ثويبه که آزاد کرده ابوجهل بود هم بحضرت محمد (ص ) و هم بحضرت حمزه شير داده که از اين رو با نبي اکرم برادر رضاعي ميشود و دو يا چهار سال از آن حضرت بزرگتر بوده و در سال دوم بعثت اسلام پذيرفته و در معيت جناب نبوي بمدينه هجرت گزيده ، در غزاي بدر دلاوريها و رشادت فوقالعاده از وي بروز کرده و در غزاي احد نيز حضور داشته دليريها نشان داده . عاقبت در نيمه شوال از سال سوم هجرت بشهادت رسيد. بعادت معمولي زنان مشرک که بشکافتن شکم و دريدن سينه و بريدن بيني و گوش مسلمانان مي پرداخته و از اين راه کينه جوئي و درنده خوئي خود را ابراز ميکردند، هند مادر معاويه که بغض و عداوت او نسبت به پيغمبر وصحابه کرام مشهور بود; پس از شهادت حضرت حمزه عادت زشت خود را ظاهر ساخت و سينه مبارک آن جناب را شکافته جگر سياه او را با دندانهايش بيرون آورده بناي جويدن را گذارد، از شنيدن اين واقعه حضرت محمد (ص ) بسيار اندوهگين و محزون شد و بي اندازه گريست سپس بر وي نماز بگزارد. حمزه در موقع شهادت 57 سال داشت . رجوع به تاريخ گزيده و حبيب السير و کامل ابن اثير و قاموس الاعلام شود. محمدبن کعب قرظي گفت : ابوجهل درباره پيغمبر(ص ) سخن زشتي گفت و بگوش حمزه رسيد، خشمناک بمسجد درآمد و با کمان چنان بر سر ابوجهل بکوفت که به استخوان رسيد و خود اسلام آورد و پيغمبر و مسلمانان با اسلام او گرامي شدند و اين به سال ششم از بعثت بود،پس از آنکه بخانه ارقم درآمده بود. يزيدبن رومان گفت : آنگاه که پيغمبر بمدينه درآمد نخستين پرچمي که پيغبر بست ، براي حمزه بود. از علي (ع ) نقل شده که چون روز بدر شد و مردم بما نزديک شدند مردي از آنان بر شتر سرخ موئي سوار بود و در ميان لشکريان ميگرديد. پيغمبر گفت : يا علي حمزه را بخوان تا بگويد خداوند اين شتر سرخ مو کيست و چه ميگويد؟ و حمزه از همه بمشرکين نزديکتر بود. وي بيامد و گفت : او عتبةبن ربيعه باشد و مردم را از کشتار بازميدارد آنگاه عتبه و شيبه و وليد بيرون جستند و هماورد خواستند جواناني از انصار برون شدند، عتبه گفت : اينان را نميخواهم هماورد، بايد از پسرعموهاي ما باشد. پيغمبر فرمود: اي علي برخيز. اي حمزه برخيز. اي عبيدةبن حارث برخيز. (امام احمدآنرا روايت کرده ). جعفربن عمرو ضمري گويد: با عبيداللّه بن عدي بسوي شام برون شديم . چون به حمص رسيديم ، عبيداللّه گفت : ميخواهي نزد وحشي رويم و او را از چگونگي قتل حمزه بپرسيم . گفت : بلي و وحشي به حمص سکونت داشت پس نزد وي رفتيم و بر او سلام کرديم . سلام بازداد. عبيداللّه سر خود را با عمامه پوشيده بود و جز چشمان و پاهاي وي ديده نميشد. وحشي را گفت : مرا ميشناسي وحشي بوي نگريست ، آنگاه گفت : نه بخدا. عبيداللّه چهره خود بگشود. آنگاه گفت : ما را از قتل حمزه خبر نميدهي ؟ گفت : چرا! حمزه طعيمةبن عدي را در به در بکشت . جبيربن مطعم که مولاي من بود، گفت : اگر حمزه را بخون عمويم کشتي آزاد باشي . چون در سال عينين مردمان بيرون شدند و عينين کوهي است که ميان آن و احد دره اي باشد. من هم با مردم براي نبرد بيرون شدم چون آماده کارزار شدند،سباع بيرون شد و هماورد بخواست ، حمزه بهماوردي او شد و گفت : اي سباع اي پسر ام انمار. اي پسر آنکسي که زنان را ختنه ميکرد با خدا و پيغمبر او جنگ ميکني ؟ آنگاه بر او بتاخت و کارش بساخت من در زير سنگي بکمين نشستم تا آنکه نزديک شد، آنگاه حربه خود ميان ناف او بيانداختم و تا دو رانش برفت و جان داد. از زبير حکايت کنند که چون روز احد شد زني بشتاب بيامد تا آنگاه که نزديک بود بکشتگان برسد پيغمبر را ناپسند افتاد که آنزن کشتگان ببيند و گفت المراءة المراءة. زبيرگويد: بدانستم که صفيه مادرم باشد. بشتاب بسوي او رفتم و پيش از آنکه بکشتگان برسد خود را بوي رساندم . او که زني چابک بود بسينه من زد و مرا نکوهش کرد. گفتم : به امر پيغمبر است او بايستاد و دو جامه که با وي بود بيرون آورد و گفت : شنيده ام حمزه کشته شده ، اين دو جامه بياوردم که وي را با آن کفن کنيد. چون آن دو جامه بياورديم تا حمزه را بدان کفن کنيم ، در کناراو مردي از انصار يافتيم که با او نيز چون حمزه معامله کرده بودند ما شرم کرديم که حمزه را در دو جامه کفن کنيم و انصاري بي کفن بماند پس هريک را در جامه اي که ببالاي او ميخورد کفن کرديم . (رواه الامام احمد).
از ابوهريره روايت کرده اند که چون حمزه شهيد شد پيغمبر بر سر وي بايستاد و چيزي بديد که تا آنگاه بدانسان دل وي رابدرد نياورده بود، بديد که حمزه را مثله کرده اند. پس بگفت : خدا تو را بيامرزد چندانکه دانم کار نيک ميکردي و با خويشاوندان مي پيونديدي و اگر اندوه بازماندگان تو نبود دوست داشتم تو را بگذارم تا از دهانهائي چند برانگيخته شوي . بخدا سوگند که بخاطر تو هفتاد تن از آنان مثله کنم . در اين هنگام جبرئيل بيامد و آيات پايان سوره نحل بياورد: «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و...» (قرآن 16/126) و پيغمبر همچنان ايستاده بود، پس پيغمبر از انديشه اي که داشت برگشت . انس بن مالک گويد: پيغمبر بر هر جنازه که نماز ميخواند چهار تکبير ميگفت و بر جنازه حمزه هفتاد تکبير بگفت . جابر گويد: چون معاويه خواست چشمه اي که در احدداشت جاري کند گفتند: جز آنکه آنرا بر گور شهيدان جاري سازيم نتوانيم . معاويه نوشت : گورها بشکافيد و من بديدم که مرده ها را بر گردن مردمان ميبردند مانند مردم خواب رفته و بيل بپاي حمزه بخورد و خون برون جست .و هم او گويد: معاويه بعامل خود نوشت تا چشمه اي جاري سازد. وي بدو نوشت که اين چشمه جز بر گور شهيدان جاري نتوان کرد. معاويه نوشت چنان کن . راوي گويد: از جابر شنيدم که ميگفت مردگان را ديدم بيرون آورده بر گردن مردم ميبردند گويا مردم خواب رفته بودند تا آنکه بيل به پاي حمزه خورد و خون بجست . (صفة الصفوة ج 1 صص 144 - 147).

 

 

 

ای فرزند حضرت حمزه...

تو برای احیا نام آن شیر مرد مسوولی...حقت را ادا کن

 

 

اگر از نسل حضرت حمزه هستید حتما تماس بگیرید

 

 

حمزه شیر خدا و رسول خدا بود

 

یاد ایشان همیشه گرامی باد

 

شما خیلی میتوانید به ما کمک کنید

 

اگر شما از نسل آن حضرت هستید حتما

 

کامنت بگذارید و یا شجره خود را ارسال کنید.

سلام بر شما...

باور عمومی اینست ...که حضرت حمزه سیدالشهدا فرزند ندارد

اگر این معنا را بپذیریم...با یک دنیا مستندات تاریخی چه کنیم...